تبليغاتX
شانتمیس مهاجر به کانادا - دکتر - داروخانه - دارو

روز پنج شنبه وقت دکتر داشتم (آقای دکتر بسطی) چون تیروئید کم کار دارم هر دو ماه باید آزمایش بدم تا دوز داروم مشخص بشه. سیستم مطب آقای دکتر کامپیوتریه یعنی خانمهای منشی اگه بخوان به یکی وقت بدن یا وقت کسی رو کنسل کنن همه رو از طریق کامپیوتر انجام میدن و همینطور پرونده بیماران داخل کامپیوتر هست و دکتر خیلی راحت به اونها دسترسی داره. مطب آقای دکتر سه تا اتاق معاینه شماره دار داره که داخل هر اتاق یه دستگاه کامپیوتر هست آقای دکتر هر بیماری رو که ویزیت میکنه و باهاش خداحافظی میکنه پرونده بیمار رو به روز میکنه و میبنده و به این ترتیب هر اتاقی که خالی میشه خانم منشی از روی کامپیوتر متوجه میشه و بیمار بعدی رو میفرسته توی اتاق خالی.

روز یکشنبه رفتیم فود بیسیکس خرید همونجا داخل فروشگاه داروخانه داره اول قیمت نسخه رو ازش پرسیدیم آخه یه مبلغی هم بابت پیچیدن نسخه میگیرن که قیمت داروخانه ها با هم فرق میکنه و شما میتونین از چند تا داروخانه سوال کنین و یکی رو انتخاب کنین. خانم دکتر داروساز قیمت نسخه رو گفت و ما هم دارو رو خواستیم گفت ده دقیقه طول میکشه (وا  مگه میخوای موشک هوا کنی بغیر از من کسی دیگه ای نیست) خدمتتون عرض کنم که اینجا مسئولیت دکتر داروساز از پزشک معالج بیشتره یعنی دکتر داروساز باید حواسش باشه که دارویی که دست مریض میده با داروهای دیگش تداخل نداشته باشه بیمار حساسیت دارویی نداشته باشه و هزار تا چیز دیگه. سیستم داروخانه هم کامپیوتریه و توی کامپیوتر هزار تا اخطار به داروساز میده که با این داروها تداخل داره و ..... وقتی نسخه رو به خانم دکتر دادم ازم اسم و مشخصات کامل پرسید و وارد کامپیوتر کرد بعد که داروی من آماده شد کلی ازم سوال پرسید که حساسیت دارویی نداری مشکلی نداری و بعد شروع کرد به توضیح در مورد دارو که چه کاری توی بدن من انجام میده و من برای چی این دارو رو مصرف میکنم و با اینکه بهش گفته بودم یکساله این دارو رو مصرف میکنم ولی بازم برام توضیح داد و توضیحات مصرف رو تایپ و پرینت شده روی ظرف دارو چسبونده بود و دو صفحه توضیحات در مورد دارو و عوارض جانبیش و ..... هم ضمیمه کرد و ظرف دارو رو داخل پاکت و دو صفحه توضیحات رو به پاکت منگنه کرد و داد دستم.  

ظرف داروش جالبه روی درش روزهای هفته نوشته شده و هر بار که درب ظرف رو باز کنم و ببندم فلش وسط میچرخه و روی روز بعد میایسته. اینطوری آدم یادش نمیره که داروش رو خورده یا نه.

امروز هوا خیلی سرده دمای هوا الان که ساعت ۱۳:۱۳ هست ۵ درجه سانتیگراد و بارون میباره و باد با سرعت ۴۶ کیلومتر در ساعت از طرف شمال و شمال غربی می وزه. برای اینکه دخترم رو ببرم مدرسه اورکت پوشیدم خیلی سرده.

تصویر یه روز بارونی همراه با مه طوری که ساختمونهای روبرو دیگه دیده نمیشه (از بالکن منزلمون)

تصاویری از همیلتون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط شانتمیس |  ممنون که وقت گذاشتین
 
جدیدترین خاطره
راجع به من
آدرس ایمیل
بایگانی
عنوان خاطرات
آبشار نیاگارا

پیوندهای روزانه
شهر فرنگه از همه رنگه
کارگر و خدمات سیار
گیگا اس پی ال
مهاجرت
دلنوشته های تک آرزوی دنیا
آرشیو پیوندهای روزانه
خاطرات گذشته
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دوستان و آشنایان
بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید
کانادا از نگاه یک مهاجر
ایرانتو
روزهای نازنین
خاطرات روزهای تلخ و شیرین من
مهاجر ونکوور
تهرانتویی
خورشید شب مهاجر
کیمیای زندگی
گلدونه و دخترهاش
مسافر تنها
آی سین - آی لان
خاطرات یک مقیم کانادا
پرستو
آینده ی سبز
پانیذ
گپ زدن های شبانه
عکس از کانادا
iran2ca
راهی
ماه در آب
یادگار
یادداشتهای من
روزنویسهای محمدسپهر
شاپرک پرواز کن
آدم های پر ستاره
خاطرات من و باسی
مشاوره و روانشناسی
شاید وقتی دیگر
از کی یف تا مونترال
دانش آموز مهاجر به کانادا
مهاجران
دلنوشته ها
هدف من : كانادا-تورنتو-تحصيل-تحصيل-كار و زندگي
مسافر کوچولو
100 روز تا کانادا
از ایران تا کانادا
دامپزشک مهاجر
گذر
آغاز مهاجرت
مهاجرت به کانادا و شرایط زندگی در کانادا ( استان ساسکاچوان )
مهاجرت با چشمان باز
از قلب کویر
خداحافظ کانادا
روزمرگیهای گلی
مهاجرت به کانادا
شانتمیس مهاجر به کانادا
آموزش فارکس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
The Web Ask shantemis