![]() |
![]() |
|
| دفتر خاطرات |
|
دیروز هم با دخترم رفتیم کلاس و اول دخترم رو گذاشتم daycare و خودم هم رفتم کلاس. break ساعت ۱۰:۳۰ یه سر به دخترم زدم که داشت بازی میکرد براش میوه بردم ولی خیلی نخورد آخه بهشون خوراکی یا به قول خودشون اسنک میدن. وقتی break تموم شد باز پارتیشن رو کنار زدن و دو سه تا کلاس با هم یکی شدیم و یه خانم general nurse راجع به سرطان سینه برامون صحبت کرد و اسلاید نشونمون داد و راههای پیشگیری از اون رو گفت و بهمون یاد داد که چطوری خانمها خودشون سینه هاشونو معاینه کنن و یه برگه راهنما به هر کدوم از ما دادن که طریقه معاینه رو توضیح داده بود و مولاژ بافت سینه هم داشت که دست به دست همه دیدیم. خانمهای بالای پنجاه سال باید سالی یک بار برای معاینه سینه هاشون به پزشک مراجعه کنن و هر دو سال هم ماموگرافی انجام بدن. خانمهای زیر پنجاه سال هم سالی یکبار باید برای معاینه به پزشک مراجعه کنن. بعد راجع به سرطان رحم و روده و آزمایشات مربوط به هر کدوم صحبت کرد و این جلسه تا ساعت ۱۲:۰۰ ادامه داشت. break ساعت ۱۲:۰۰ یه مایکروویو میارن که هر کی میخواد غذاش رو گرم کنه منم که برای دخترم یه کم ماکارونی برده بودم منتظر شدم تا نوبتم بشه بیشتر چینی بودن که غذا گرم میکردن همش سبزیجات میخورن کدو و ....... خلاصه زودی رفتم پیش دخترم شوهرم هم اومده بود غذای دخترم رو دادم و با باباش رفت مدرسه. شوهرم فقط این دو روز میتونست کمکم کنه دیگه از دوشنبه کلاس جدیدش شروع میشه و نمیتونه بهم کمک کنه و از دوشنبه خودم باید دخترمو ببرم مدرسه (حالا سر فرصت یه پست مفصل راجع به شوهرم براتون مینویسم که چیکارا کرده) روز قبل لیوانی که آورده بودم از همون لیوانهاییه که اینجا استفاده میکنن پلاستیکی - فلزی دردار که مردم توی مترو و خیابون و در راه رفتن به محل کار دستشون میگیرن و قهوه یا چای میخورن که این لیوان رو شوهرم برای خودش خریده بود که میره کلاس چای بخوره آخه توی مرکزشون آب جوش پولی نیست. منم که دیدم آب جوش پولیه یه لیوان سوگا که از ایران آورده بودم با خودم بردم البته ده سنت پولی نیست ولی این که یه چینی بخواد سرم کلاه بذاره یه کم برام زور داشت. خلاصه لیوانم رو پر آب کردم و گذاشتم توی مایکروویو تا جوش اومد بعد یه چای کیسه ای توش انداختم و چای خوردم بعد از ظهر اومدم خونه و دیدم شوهرم ناهار رو درست کرده آخه شب قبل خسته بودم و از شوهرم خواهش کردم که زحمت ناهار رو بکشه. دست پختش خیلی خیلی خوبه. باز دوتایی رفتیم دنبال دخترم دیدیم یه چیزی دستشه یه ماهی مقوایی که روش کلی نقاشی کشیده بود و نوشته بود البته معلم نوشته بود و دخترم روی نوشته رو رنگ کرده بود ماهی رو که باز کردیم دیدیم با مقوا یه قاب عکس گرد درست کردن که با یه حلقه مثل حلقه دسته کلید به ماهی وصل شده و وسط این قاب عکس دخترم رو چسبوندن. دخترم چند روز پیش گفت که ما رو یکی یکی نشوندن روی صندلی و ازمون عکس گرفتن فهمیدم که عکس رو برای این منظور میخواستن. خلاصه این کاردستی به مناسبت روز پدر بود. HAPPY FATHER'S DAY دیگه ناهار خوردیم و خوابیدیم. عصری نشستیم پای کامپیوتر و سریال چارخونه دیدیم. تعجب نکنید ده روزی میشه که یه سایت خوبی پیدا کردیم که همه کانالهای ایرانی ماهواره رو داره. دیگه لازم نیست بریم دیش و رسیور بخریم تازه برنامه های تلویزیونهای ایران رو هم نشون میده بصورت آنلاین و همینطور توی آرشیوش فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی داره. ما هم که روز یازدهم فروردین اومده بودیم و سریالهای عید رو کامل ندیده بودیم این چند روز نشستیم و سریالها رو دیدیم تازه سریال چارخونه رو که قسمتهای اولش رو ندیده بودیم هم دیدیم. آدرس سایت رو براتون میذارم ولی فیلتر داره و شما نمیتونین ببینین مگر اینکه فیلترشکن داشته باشین. شب آنچنان بارونی بارید که به عمرم ندیده بودم. اگه براتون تعریف کنم باورتون نمیشه. یعنی به شوهرم گفتم اگه یکی برای خودم تعریف میکرد باورم نمیشد حالا اگه شما هم باور نکردین حق دارین ولی .... ما همه پنجره ها رو باز میذاریم همه پنجره ها توری داره و به طرف داخل لبه داره یعنی مثل طاقچه یه لبه بیست سانتی داره. اتاق نشیمن سه تا پنجره داره که این پنجره ها به بالکن مشرف هستن پهنای بالکن یعنی از میله های بالکن تا پنجره حدودا دو متر هست. بارونی که دیشب بارید انقدر شدید بود که پنجره های اتاق نشیمن که خیس شد هیچ طاقچه پنجره هم خیس شد و ما سریع پنجره ها رو بستیم که خونمونو آب نبره. توی کلاس امروز گفتن که برای پیشگیری از سرطان طبق برنامه غذایی کانادا رفتار کنید. من اون برنامه رو نداشتم که خانم جولی ساعت ۲:۳۰ که کلاس تموم شد بهم داد. ازش عکس گرفتم امیدوارم که خوانا باشه. از این بهتر نمیشد عکس گرفت.
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ ارسال ایمیل به شانتمیس آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| از زبان شانتمیس |
|
دوست عزیز سلام
اینی که پیش روی شماست دفتر خاطرات مهاجرت ما به کاناداست. ممنونم که وقت میذارین و نوشته های منو میخونین. اگر دنبال مطلبی خواستین بگردین لطفا در قسمت جستجو، کلمه مورد نظر رو تایپ کنین انشاالله که جوابتون رو پیدا میکنین. براتون آرزوی سلامتی شادی و آرامش میکنم |
| پیوندهای روزانه |
|
گیگا اس پی ال مهاجرت دلنوشته های تک آرزوی دنیا دانلودستان مرد اسکیتی لیست کامل پیوندهای روزانه |
|
RSS
|