روز دوشنبه رامین رفت امریکا که خانوادش رو ببینه فردا هم منیژه و پسرش میرن و یکشنبه همه با هم برمیگردن.

پریشب با منیژه تماس گرفتم و گفتم اگه زحمتی نیست بلیط های برگشت ما رو ببره امریکا که عمه پروانه با خودش ببره ایران تا مامانم کنسلشون کنه و پولشو برامون بفرسته. میخواستم قرار بذارم که شب برم در خونشون که گفت چهارشنبه (دیروز) طرف خونه ما کار داره و باید بیاد این طرف این بود که قرار شد خودش بیاد بلیطها رو ازم بگیره.

دیروز که داشتم دخترم رو میبردم مدرسه یهو یادم افتاد که من چرا نگفتم منیژه ناهار بیاد خونمون و قبل از رفتن به موبایلش زنگ زدم که من نیم ساعت دیگه خونم بیا و ساعت ۱۲:۴۵ منیژه اومد خونمون. بهش گفتم من اصلا حواسم نبود بگم ناهار بیای خونمون اتفاقا شب قبل قورمه سبزی درست کرده بودم ولی منیژه جون گفت که ناهار نمیخوره (رژ... داره) در نتیجه یه ظرف بزرگ سالاد درست کردم و یه کاسه کوچیک خورش قورمه سبزی هم گذاشتم با نون و دوتایی نشستیم و خوردیم. یکی دو ساعتی اینجا بود و کلی با هم حرف زدیم و بعد هم با هم از خونه رفتیم بیرون چون من باید میرفتم دنبال دخترم.

به این ترتیب ما دیگه دهم دسامبر ایران نمیریم و معلوم هم نیست که کی میریم.

فردا (P.A. DAY (TEACHERS PROFESSIONAL ACTIVITIES هست و مدرسه ها تعطیله.