هفته پیش
جمعه صبح رفتم آزمایشگاه و آزمایش خون دادم.
جمعه شب رفتیم خونه بیتا و دو سه ساعتی اونجا بودیم و چیزایی که بیتا برام خریده بود رو گرفتیم و اومدیم (دستش درد نکنه کلی دعاش میکنم) خیلی خوش گذشت دخترم با نگار دختر بیتا که یک سال از دختر من بزرگتره بازی کردن و به اونها هم خوش گذشت.
شنبه صبح رفتم مطب دکتر بسطی شنبه ها بصورت واک این کلینیک کار میکنه یعنی وقتی نیست و هر کی زودتر بره زودتر نوبتش میشه. به خاطر کمر دردم رفتم و دکتر برام عکس نوشت و منشی برای بیمارستان فکس کرد و قرار شد از بیمارستان با من تماس بگیرن و بهم وقت بدن ظاهرا بین چهار تا شش ماه طول میکشه.
شنبه تولد شوهرم بود ناهار رو فرویومال خوردیم و بعد رفتیم یه مقدار خرید کردیم و اومدیم خونه. همه یکشنبه رو خونه بودیم و من کمردرد بدی گرفتم و روی تشک برقی دراز کشیده بودم.
سه شنبه کارت تبریکهایی که مامانم برای دخترم و شوهرم فرستاده بود رسید. خیلی قشنگ و کار دست هستن.
سه شنبه یه آقایی اومد و دوباره تمام سوراخهای زیر هیترها رو چک کرد و هر چی سوراخ دید بست و رفت و گفت دو هفته دیگه دوباره میاد.
چهارشنبه برف اومد چه برفی دو سانتی روی زمینها برف نشست. عصری آقای نجار اومد و توی آشپزخونه یه سری تعمیرات ضد موشی انجام داد و رفت. روز شنبه که رفتیم خرید از فودبیسیکس پودر کیک آماده خریدم و روز چهارشنبه کیک درست کردم. شب با شوهرم قرار گذاشتیم بریم فرویومال چند تا تیکه کیک توی ظرف بردم فرویومال و با قهوه خوردیم.
وقتی میرفتیم فرویومال سه چهار سانتی برف نشسته بود و همینطور داشت میبارید بعد از یک ساعت که برمیگشتیم برف روز زمین دو برابر شده بود. بلافاصله ماشینهای برف روب کارشون رو شروع کردن. پنج شنبه صبح که بیدار شدیم خیابون اصلی کوچه فرعی و پیاده روها تمیز بود و هیچ مشکلی برای رفت و آمد نبود.
پنج شنبه از مطب دکتر بسطی تماس گرفتن که جواب آزمایشم اومده و برای چهارشنبه بعد از ظهر بهم وقت دادن.
جمعه ملودی از کلگری تماس گرفت. ملودی همسر افشین دوست شوهرمه. نزدیک به دو هفته میشه که اومدن کانادا البته سال گذشته اومدن و پی آر کارتشون رو گرفتن و برگشتن ایران.
جمعه شوهرم مرخصی گرفت و عصری امتحان رانندگی داد و قبول شد. امتحان آئین نامه رو حدودا یکی دو ماه پیش داده بود و گواهینامش با پست اومده بود.
جمعه عصری از بیمارستان تماس گرفتن و برای ژانویه بهم وقت دادن برای عکس کمرم یعنی دو ماه دیگه.
دانه های برف در شب

بازم شبی که برف اومد

فردای روز برفی

پارک (حیاط) مدرسه








